|
این عبادت در شبانهروز در پنج نوبت رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردی (فرادی) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار میشود.
در این عبادت دو سورهٔ از قرآن که یکی از آنها سورهٔ حمد و دیگری معمولاً سورهٔ کوتاهی مثل سورهٔ توحید است و تعدادی ذکر به زبان عربی خوانده میشود. بعضی مسلمانان، از جمله بسیاری از مسلمانان ترکیه، ترجمه نماز را به زبان خودشان، مثلاً ترکی استانبولی میخوانند. نماز يك فرهنگ جهاني است. نماز جمعهنماز جمعه نشانه وحدت بین همه ی مسلمانان است که هر جمعه و بصورت جماعت برگزار می شود. همه ی اعمال در دین اسلام که نماز یکی از آنهاست، از زمان پیامبر اسلام و ائمه تاکنون و به همان شیوه معصومین برگزار می شود. دستورات اسلامی به دلایل و اثرات مختلف و بسیاری مثل فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... است که یک غیر مسلمان هم اگر انجام دهد و محقق باشد می تواند اثر آنها را در فرد و اجتماع بیابد و مطالعه کند. دوری از گناه و محرمات دین به نمازگزار در درک بیشتر این فریضه الهی کمک می کند. توضیح:نماز جمعهای که اهل سنت برگزار میکنند. این نماز جمعه در هر شهر میتواند در هر مسجدی برگزار شود. هر شخص مورد تایید یک مسجد میتواند امام جمعه آن مسجد شود. نوع دوم نماز جمعه شیعیان است که میبایست طبق احکام شیعی فقط در مساجد جامع هر شهر برگزار شود. نماز در دین بهائیهر فرد بهائی بعد از رسیدن به ۱۵ سال تمام (سن بلوغ در آئین بهائی برای دختر و پسر یکسان میباشد و ۱۵ سال تمام قرار داده شدهاست) طبق احکام دین بهائی که در کتاب اقدس امالکتاب دین بهائی قرار دارد، باید شروع به خواندن نماز نماید.در دین بهائی ۳ نماز واجب وجود دارد و نماز به صورت جمعی و جماعت نهی شده است. تنها نماز میت، نمازی که برای مردگان خوانده میشود، به صورت جماعت برگزار میگردد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 0  توسط سپیده کریمی
|
شيخ الرئيس ابى على حسين بن عبد الله بن سينا از فلاسفه بزرگ شيعه است كه از نبوغ فكرى او همين بس كه كتاب قانون در طب و شفا در فلسفه و حكمت را در ابتداى جوانى نوشته و تا به امروز بعد از چند قرن هنوز مورد استفاده بزرگترين انديشمندان غرب و شرق مى باشد. در بُعد دينى و جنبه معنوى زندگى و حيات پر بركت او نقل است كه هرگاه مشكل و معضلى در مسائل علمى برايش پيش مى آمد به مسجد جامع شهر رفته و دو ركعت نماز به جا مى آورد و آن مشكل علمى براى او حل مى شد. توجه به نماز و عبادت و اهتمام اين فيلسوف بزرگ به خداوند و ضعيف بودن نفس انسانى در آثار و تأليفات او بخوبى نمايان است.
اگر خواسته باشيم به جنبه معنوى حيات ايشان آگاه گرديم بهترين راه مطالعه نمط هشتم و نهم خصوصاً نمط نهم «اشارات و تنبيهات» مىباشد كه به گوشهاى از بيانات او اشاره مى شود:
«چون انسان به گونهاى خلق نشد كه بتواند كارها را مستقلاً انجام دهد مگر با كمك ديگران از اين رو بايد ميان مردم داد و ستد و عدالت باشد و شريعتى كه بوسيله يك شارع آورده شده حافظ آن عدالت باشد و شارع بايد به گونهاى باشد كه تنها او شايسته اطاعت باشد. بنابر اين شناخت شارع (خداوند) واجب است. و با معرفت و شناخت بايد عاملى همراه باشد كه شناخت را حفظ كند و نگذارد فراموش شود. از اين رو عبادت كه يادآور معبود است فرض و واجب گرديد. و تكرار اين عبادت بر مردم فرض گرديد تا ياد خداوند با تكرار حفظ شود.
پس به آنان كه در انجام كارها به چنين روشى خو گرفتهاند علاوه بر فايده بزرگ دنيوى، پاداش گرانقدرى در آخرت داده خواهد شد. آنگاه براى كسانيكه مطابق شريعت عمل مى كنند منفعتى كه خاص آنان است در آنچه كه روى آنان به سوى آن است افزوده شده است.
پس بنگر كه بدين خاطر و بدين نعمت و رحمت تا آستان حق را ملاحظه كنى كه عجايب آن ترا خيره سازد.
پس بپادار شرع را و توجه خود را به سوى حق مستقيم دار»
بنابر ابن از ديدگاه بوعلى سينا از حيث منطقى و عقلى معرفت و عبادت خداوند واجب و لازم است و براى استمرار و حفظ معرفت عباداتى چون نماز و روزه و غيره بر بندگان واجب گرديده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19  توسط سپیده کریمی
|
اينكه در انسان تمايلات و گرايشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى می سازد و مىخواهد به دست يابى با آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى اين است كه هيچ نيازى را بدون پاسخ نگذارد. آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مىكند بايد آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نمايد. حال بايد ديد كه چه عواملى اضطراب او را رفع مى كنند و چه دارويى براى او شفا بخش است و كدام طبيب به درد او عالم مى باشد؟ ترديدى نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاى روحى و گرايشات غريزى و فطرى او برگشت مى كند و با جزم و يقين مىتوان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بىارتباط با تكامل انسانى او نيست. «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنياى متجدد در جهات دينى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است. همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پيرامون رقم مىزند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامى كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنياى متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دينى است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دينى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مى تاختهاند و سعى داشتهاند به مسلمين ياد دهند كه دين خود را چگونه بفهمند» همه اين تلاشها بدان جهت صورت مى گيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مى توان در او جست.در متن و منبع همين دين (قرآن) به مسلمانان تعليم داده مىشود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سينه هاست» و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبيب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مى توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(عليه السلام) فرمودهاند: «از قرآن براى بيمارى هاى خود شفا طلب كنيد و براى حل مشكلات خويش به آن استعانت بجوئيد چه اينكه در قرآن شفاى بزرگترين دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است» و نيز در همين دين تأكيد بسيار رفته است به اينكه اطمينان قلبى شما انسانها در گرو ياد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشيد كه با ذكر و ياد خدا دلها آرامش مىيابد» پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اينكه خود را بدان وابسته ببند و از غير او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نياز و فقر خود را در بى نيازى و غناى او يابد و هدايت خويش را در عمل به دستورات و تعاليم او بداند و تعديل شخصيت و تكميل انسانيت خود را در انس و آشنايى با تعاليم قرآن و دستورات اسلام جستجو نمايد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15  توسط سپیده کریمی
|
نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايند:
إنَّ الله وملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلمعمل مخصوصى) درود مىفرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى مىفرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته «اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت مىفرستند»وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست»«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل.«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار»كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده مىشود پر واضح است كه اين تلقى از نماز يعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم مىگردد. و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات يكتايى كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است.هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مىگذارد. در چنين صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين(1)، معراج مؤمنين(2)، روشنگر چهره مسلمين(3)، مقرِّب متقين(4)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(5)، مسوِّد چهره شياطين(6)، ومميّز مؤمنين از كافرين(7)، قرار مىگيرد.پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند:«خداوند متعال نظر نمىافكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند» (۸)پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بىخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيدهايم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 15  توسط سپیده کریمی
|
انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانىهايى روبروست. گاهى اين نگرانىها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از اين حد گذشته و جنبه غير مادى و معنوى هم پيدا مىكند.
اين حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مىدارد كه تمام عمرشان را در بر مىگيرد و با همان حالت از دنيا مىروند و در برخى ديگر، مدّتى از حياتشان را اشغال و زمانى سر بلند مىكنند كه مدت زيادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عدهاى از افراد آگاه با تدبير خاص جلوى اين حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مىبخشند. براى همه ما اين نكته حائز اهميت بسيارى است كه بدانيم عامل اين آرامش چيست و چگونه آن اضطراب به طمأنينه تبديل شده و آرامش تضمين و تأمين مىگردد. آرى خداوند با يك جمله كوتاه و مختصر پاسخ اين سؤال را دادهاند كه «بدانيد با ياد خدا دلها آرام مىگيرد». امّا بايد گفت كه اين كلام الهى براى بسيارى از افراد حتى تحصيل كردههاى ما شايد مبهم بوده و تفسير آن روشن نيست. علامه طباطبائى(رحمه الله)صاحب تفسير ارزشمند الميزان در تبيين و تفسير اين آيه مىفرمايند: «در اين آيه و كلام الهى تذكر و توجهى براى مردم است كه قلبها را متوجه و متمايل به ياد و ذكر او سازند. زيرا هيچ تلاش و همتى براى انسان در زندگيش نيست مگر براى رسيدن به سعادت و نعمت و هيچ ترسى ندارد مگر ترس از افتادن در بدبختى و سختى و شقاوت و خداوند تنها سبب و يگانه عاملى است كه امور خير در دست اوست و نيز همه خوبىها به او بر مىگردد. و او قادر بر بندگان و ضامن سعادت ايشان است. پس توجه و اعتماد و اتصال به او موجب نشاط و شادابى و كمال مطلوب است. پس قلبها به ياد او از نگرانىها و اضطرابات مطمئن مىشوند و تسكين مىيابند»(1). در روايت وارد شده است كه وقتى اين آيه (آيه 28 سوره رعد) نازل شد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به اصحابش فرمود آيا مىدانيد معنى اين آيه چيست؟ اصحاب گفتند خدا و رسولش بهتر مىدانند. فرمود: «كسى كه خدا و رسول او و اصحاب پيامبر را دوست بدارد». و در روايت ديگر دارد كه خدا و رسول و اهل بيت و پيروان و شيعيان ما را دوست داشته باشد»(2).
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15  توسط سپیده کریمی
|
|